رسول پویان

         زینت تاریخ

مستی ازهستی هویدا گشته است

زندگی در عشق پیدا گشته است

مهـربـانی می کـنـد دل را قـوی

از محبت نـرم خـارا گشته است

خشم و نفرت دورباد از شهردل

تاکه زهرکین ودعوا گشته است

افتخاری نیست برشمشیر وخون

دردل ماخوار و رسوا گشته است

عـاقــلان را در خـراسـان کهـن

گپ دل صلح ومدارا گشته است

قـله هـای آســمان ســا از قـدیـم

لانـۀ سیمرغ و عـنقا گشته است

عقل وصبر و ثروت کیش خرد

نـوبهـار بلـخ و بـودا گشته است

پاسـدار گـوهـر این مرز و بـوم

رستم و خیام و سـینا گشته است

گنج فـرهنگ و تمـدن در وطـن

زیور امروز و فردا گشته است

واژگان نغـــز و شــیـریـن دری

ریـشۀ قـامـوس معنا گشته است

از زبـان فـارســی آور ســخــن

تاغـزل محبوب دلها گشته است

بـرگ بـرگ دفـتــر تـاریــخ مـا

پرزبیت وشعـر زیبا گشته است

گـوهـر والای فـرهـنـگ و ادب

زیـنت تاریـخ پـویـا گشته است

در تمـدن دانـش و عـقـل و هنر

شـه کلید ذهــن دانـا گشته است

در خـم و پـیچ تکامـل فـارســی

منبع فـرهـنگ دنـیـا گشته است

از لـب سـیحـون تا گـنگا و نـیل

رایت فـرهـنگ بـالا گشته است

از نیـسـتـان آتـشــی بـرخـاسـتـه

سوزنای و شورسُرناگشته است

مـاه بـا انگشت کی گـردد نهـان

مأمن خورشید اینجا گشته است

جعل درتاریخ و فرهنگ تابکی

گرچـه با اسـناد افشا گشته است

خنجر کین می زنند بـر واژگان

لاله هـا زیبا و گـویا گشته است

انـخــابـات دروغ و پــوچ شـان

 بر هـمه مثـل معمّـا گشته است

بسکه خورشیدحقیقت جلوه کرد

چشم کـوران نیزبینا گشته است

12/12/2019